الملا فتح الله الكاشاني

451

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ثعلبى باسناد خود اين حديث را از عبادة بن صلت روايت كرده و بعد از آن در اخر آن نقل كرده كه ان اللَّه يقبل توبة عبده ما لم يغرغر به بدرستى كه حق تعالى قبول مىكند توبه بندهء خود را ما دام كه جان در گلوى او نگرديده باشد و بعد از اين نقل از حسن روايت كرده كه حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه شيطان ملعون به حضرت پروردگار خطاب كرد به اين عبارت كه و عزتك و عظمتك لا افارق ابن آدم حتى يفارق روحه بعزت و عظمت تو سوگند كه من از فرزندان آدم جدا نشوم تا آنكه روح او از تن او جدا نشود حقتعالى در جواب او فرمود كه و عزتى و عظمتى لا احجب التوبة عن عبدى حتى يغرغر بها يعنى بعزت و ببزرگوارى خود سوگند ميخورم كه باز ندارم توبه را از بندهء خود تا آنكه روح او بغرغره رسد پس احاديث مذكوره مصرحند به آنكه توبه عاصى در همه حال مقبولست و اگر چه در مرض الموت باشد و بعد از ظهور موت تا آنكه روح او به حد غرغره رسد و در تفسير عين المعانى آورده كه تايبى كه بيكنفس پيش از مرگ توبه كند ملائكه بطريق استحسان ميگويند كه زود آمدى و چه خوش مسارعت نمودى و اكابر علما و عرفا گفته‌اند كه چون وقت حلول اجل و زمان نزول موت معلوم نيست پس هر نفسى را دم آخر تصور بايد كرد و از رجوع به حضرت او غافل نبايد بود غافل مشو اى عاصى و با درد دو ندم باش هر دم دم آخر شمر و حاضر دم باش فَأُولئِكَ پس آن گروه كه بمدد توفيق از گناه توبه كرده باشند يَتُوبُ اللَّه قبول توبه كند خدا و باز گردد بمغفرت عَلَيْهِمْ بر ايشان اين وعد است بوفا به آنچه وعده به آن داده و بر ذات اقدس خود نوشته و فرض كرده بقول إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّه وَكانَ اللَّه عَلِيماً و هست خدا دانا باخلاص تايبان در توبه حَكِيماً صواب كار پس تايب را عقوبة نكند و يا حكم كننده به آنكه تايب را عقاب نباشد * ( وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ ) * و نيست قبول توبه * ( لِلَّذِينَ ) * مر آن كسانى را كه باصرار * ( يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ ) * ميكنند بديها را * ( حَتَّى إِذا حَضَرَ ) * تا چون حاضر شود يعنى در رسد * ( أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ ) * يكى از ايشان را مرگ به اين معنى كه علامت مرگ را مشاهده كند و رجا از حياة منقطع سازد * ( قالَ إِنِّي ) * گويد بدرستى كه من * ( تُبْتُ الآنَ ) * توبه ميكنم اكنون مراد تاخير توبه است از فساق اهل ايمان تا حين علامات موت و گويند آن سخن در شان توبه منافقان است و توبه ايشان اسلام باشد بحسب باطن و اين صورت در وقت معاينه مرگ از ايشان مقبول نيست چه آن وقت الجا است نه اختيار * ( وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ ) * و نيز توبه مقبول نيست مر آنها را كه بميرند * ( وَهُمْ كُفَّارٌ ) * و حال آنكه ايشان كافر باشند توبه عاصى ندامت است از معاصى و توبه كافر ايمان آوردن يعنى در وقت